|
باز خاك جادها گل ميشود چشم دريا. جاده ساحل ميشود بازهم يك چارچوبه پنجره بر تمام چشم منزل ميشود باده اي را كه مرا سر مست كرد بي تو چون زهر هلاهل ميشود
پاي عشقي در ميان بوده ودست با قنوتش باز شاغل ميشود
بازبر ايوب چشمان ترم آيه هاي صبر نازل ميشود
تا طلوعت صد هزاران مرتبه آه بر آيينه قاتل ميشود
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 2:18  توسط آشنا
|
|
|